محمدتقى نورى
پيشگفتار 33
اشرف التواريخ ( فارسي )
اما مؤلف بهجز مواقعى كه در مسائل نقشى داشته و حامل پيامى بوده دربارهء خود مطلب مهمى ارائه نمىدهد . حتى در پايان نسخه كه نام منشيان و كاتبان و ادباى اطراف شاهزاده را مىنويسد درباره خود اطلاعاتى به ما نمىدهد . از نوشته نورى برمىآيد كه او تنها يك وقايعنگار صرف نبوده بلكه مأموريتهاى سياسى مىيافته و نيز منصب وزارت محمد ولى ميرزا را نيز داشته است ؛ و محمد ولى ميرزا مأموريتهاى مهمى را به وى ارجاع مىداده است . مثلا پس از دستگيرى نادر ميرزا افشار ، او را مأمور بازپرسى از نادر ميرزا مىكنند و مكالمه آنها البتّه خواندنى است ( برگهاى 46 و 47 ) . نادر ميرزا پس از اينكه چگونگى دستگير شدن خود را شرح مىدهد مؤلف كه حكم بازپرس او را داشته مىنويسد : « گفتم چرا مرتكب چنين امر شنيعى شده دست به خون ذريه رسول خدا آلودى [ قتل محمد مهدى مجتهد ] ؟ گفت : چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار پرسيدم : كه غرض از آن بىادبىها كه در حرم محترم امام همام كردى چه بود ؟ گفت : چو خواهد خدا سرنگونش كند * به كردار بد رهنمونش كند نيز در سال 1222 محمد ولى ميرزا نورى را همراه مادرش به دربار فتحعلى شاه فرستاد . نورى نيز اتّفاقاتى را كه برايش رخ داده و گفتگوهايش با فتحعلى شاه را در كتاب ذكر كرده است . ( برگ 177 ) مؤلف هنگامى كه به مطلبى كه در پيش آمده اشاره مىكند خود را وقايعنگار مىنامد و جملاتى از اين قبيل به كار مىبرد : « سابقا صفحه مطلب رقمپذير كلك وقايعنگار گرديد كه . . . » ( برگ 300 ) و از خود بهعنوان مسوّد اوراق يا راقم حروف نام مىبرد . نسخههاى كتاب از اشرف التواريخ تاكنون 4 نسخه شناخته شده است . 1 . كتابخانه ملك ، شماره 5999 ، اين نسخه در 495 برگ مىباشد و متن آن تقريبا كامل است ، اما انجام آن كامل نيست و چنين به پايان رسيده است . « ذكر احوال نقاوه خاندان با عزّ و